همه ی زورم را زدم که این عبارت کفر آمیز را رندر نکنند. نشد اما. باب است دیگر. چه آن زمان که دانشجو بودم و دلم به حال آن اساتیدی که عشقشان درسشان بود میسوخت چه حالا که سه هفته است برچسب استاد خورده است روی پیشانی و دلمان به حال دانشجوهایی که درسشان عشقشان نیست میسوزد. من اما عهد کرده ام که خسته نشوم، حتی اگر هزار بار دیگر آن عباس عینک ویفری گوشی اش را پشت عابدینی قایم کند و به خیال بی خیالی بنده ی نگارنده،  مسیج بازی. 

جلسه اول  خواستم یک برگه صورت وضعیت از سیستم عامل، پایگاه داده و زبان های برنامه نویسی که می شناسند سیاهه کنند و ذیلش بنویسند آیا علاقه مند به فعالیت در حوزه ی فناوری اطلاعات هستند یا خیر و اگر راه دارد پنج نفر از بزرگان دنیای کامپیوتر در معنای عام را مرقوم بفرمایند. 

ده دقیقه ای مبهوت سیاهه ها بودم. شک کردم حتی که شاید کلاس را یک طبقه اشتباه آمده ام. 



آقای رامین عزیز شما که ترم بعد فارغ التحصیل میشوید علاقه ای به فناوری اطلاعات ندارید؟

- نه استاد.

جایی مشغول به کار هستید ؟

- نه استاد.

و با این نه استاد آخری بود که ناله و نفرینی نثار اساتید قبلی رامین کردم که چه کرده اند که رامین نه با دیتابیسی کار کرده نه علاقه ای به آی تی دارد و نه نام تورینگ را شنیده نه مک کارتی نه استالمن نه لینوس توروالدز و حتی تیم برنزلی. و فقط رامین نبود. جز زاکربرگ و گیتس وجابز اسم دیگری روی نود درصد برگه ها نخواندم. 

قرار است اما خسته نشوم. اصلا برای همین آمده ام اینجا. آمده ام بسازم. آدم باید بسازد که نسازد هیچ نیست. شده یک مجسمه، توانست یک برج، زورش رسید تمدن، من اما قرار است آدم بسازم. رامین می تواند مثل همه ی اساتید قبلی اش که آمده اند و تخته سیاه کرده اند و رفته اند بی خیال باشد، بیخیالی اما تو کتم نمی رود. چه آنچه را قبلی ها نکرده اند و نگفته اند امروز کار من است. بهشان نهیب زدم، دعوایشان کردم ، دلخوری فایده ندارد. نه دلخوری نه این رفرنس های بید زده ی ذیل درس های صد من یک دسته سبزی واحد پر کن. یک اسلاید از بزرگان فناوری اطلاعات آماده کرده ام که این آقا فلان کار را کرده آن یکی بهمان کار. پایگاه های داده اینها هستند، الف به این درد میخورد، ب به آن درد. این زبان برنامه نیسی کذا و آن یکی کذا. هزار بار دیگر هم زبان روزه روی  اعصاب خط خطیمان پشتک دو وارو جمع آفتاب بالانس بزنند که استاد خسته نباشید، خسته نمیشوم، اسلاید جلسه بعدشان را آماده میکنم.


یا امیر المومنین، روحی فداک



 

آخرین سرباز  را در یک رب مانده بخوانید

جنگ تموم شده سرباز، میفهمی؟ بین طرفین آتش بس اعلام شد. دیگه نیازی نیست اینجا باشی...


خودرو سازها اعلام کردند که برف پاک کن های عقب اعتصاب کرده اند و نه اتحادیه ای دارند که با رئیسشان بشود مذاکره کرد نه خواسته ای مبنی بر افزیش حقوق یا درخواست کاهش ساعات کار...



پیشنهاد :