دادا
او هنرمند بود و من مهندس . وقتی گفت مکتب دادا ، اصلا تعجب نکردم چون میدونستم تو همه رشته ها اسمهایی هست که برای عموم نا آشناست . مثل "درخت قرمز" که مربوط به علوم کامپیوتره ولی از هر کی بپرسی میچسبونتش به زیست شناسی . تعجب نکردم ولی کلی خندیدم و سر به سرش گذاشتم . بعد ها سرچ کردم تا ببینم داستانش چیه : یکی از بنیانگذاران دادائیسم میگوید در ساعت فلان بعد از ظهر فلان روز، در اتاق پشت میز بودیم و یکی داشت دست در دهانش میکرد. فرهنگ لغت را باز کردم و لغت دادا _ به معنی اسب چوبی بچهها _ آمد. دادای اروپایی در سال۱۹۱۶ در زوریخ توسط گروهی از هنرمندان و نویسندگان بنیاد گرفت که تریسان تسارا، شاعر رومانیایی و مارسل ژانکو، از آن جمله بودند. بسیاری از روشنفکران اروپایی در طول جنگ جهانی اول در سویس (که در طول جنگ بیطرف باقی ماند) پناه گرفنتد در نتیجه یک فضای هنری زنده و پویا در این کشور بهوجود آمد . دادا، جنبش هنری که به عنوان طغیانی در برابر سرخوردگیهای ناشی از جنگ جهانی اول بود، تا ۱۹۲۲ ادامه یافت. دادا هر چند عمر کوتاهی داشت و فقط در چند شهر متمرکز بود، تأثیر فوقالعادهای از خود به جای گذاشت، و موجب شد که جنبشهای هنر پیشتاز، میثاقها، ارزشهای فرهنگی دیرینه را به چالش گیرند. دادا از جمله حرکتهای مهمی بود که جنبش فراواقعگرایی (سورئالیسم) در پاریس از آن نشأت گرفت .

نکته جالب اینه که دادا ها با همه چیز مخالف بود حتی دادا . و حتی در بیانیه هاشون بر ضد بیانیه های قبلیشون حرف میزدن . (به حق چیزای ندیده) . نشستم و فکر کردم و هی فکر کردم و هی فکر کردم و وقتی آثار دادا ها را دیدم دوباره نشستم هی فکر کردم که آیا دادا فقط یک مکتب هنری است ؟ و بعد لخت و عور از حمام پریدم بیرون و فریاد زدم . بله !!! بله !!! چون اگر قرار باشد دادا یک مدل زندگی باشد ، فاجعه به بار میاد . مهندسی اجتماعی یعنی ساختیافتگی بر مبنای اصول مشترک و این تعریف با دادا جمع اضداد است و بس. خیلی سعی کردم ذهن مهندسی رو برای یک ساعت کنار بذارم و مبتنی بر مانیفست دادائیسم یک اثر خلق کنم اما نتیجه کماکان گواه دید ساختیافته و منظم بود ، چون میشود هنوز رابطه های کاملا معنا داری بین چهار ضلعی های منتظم و منطق یافت . و بزرگترین نتیجه این بود که آری نقطه تلاقی هنر و مهندسی رشته هایی چون معماری است ، نه کامپیوتر .
اثر مثلا دادای یک مهندس کامپیوتر تصویر مربوطه
توصیه ها
انواع خوشه آقای صفر و نیم / ذکر ابراهیم بن ادهم رحمة الله علیه تذکره الاولیا عطار / ديوار چخوف / سفرنامه ناصر خسرو / گل نازدار نیما یوشیج /آواز چگور اخوان ثالث/ سه تار جلال آل احمد / داستان شهر سياهپوشان نظامی / داشتن و نداشتن همینگوی / در باغ ديوانه خانه جبران خلیل جبران / موش بخوردت زروئی نصر آباد/ آخرين سفر کشتي خيالي گابریل گارسیا مارکز / آن روز شاعرم فریدون مشیری / ديوانه اي بر بام عزیز نسین / صبح اخوان ثالث / ای شب نیما یوشیج / سپیده سهراب سپهری / هوشنگ شاهنامه فردوسی / غزل خواندن مجنون نزد لیلی نظامی / قصه رانده شدن آدم از بهشت منطق الطیر عطار / سال از کیفیت جمع بین وحدت و کثرت گلشن راز شیخ محمود شبستری / داستان پیر خشتزن مخزن الاسرار / در زوال وصال و شب فراق عشاق نامه عبید زاکانی / اگر بهگلشن ز نازگردد قد بلند تو جلوه فرما بیدل دهلوی / نقشبندان هوشنگ گلشیری / پوست نارنج صمد بهرنگی / عجب صبری خدا دارد معینی کرمانشاهی / سکوت اختران آسمان حسین الهی قمشه ای / کالسکه نيكلاي گوگول /