خواستگاري دختر پادشاه دوم در ادامه سريالي... + و +
پادشاه دوم :چه ميخواهي جوان ؟
آقاي صفر و نيم : قربان براي دست بوسي و عرض ارادت خدمت رسيديم . اگر قابل باشم غلاميتون رو بکنم .
پادشاه دوم :خونه داري ؟
آقاي صفر و نيم :اجاره ميکنم .
پادشاه دوم :ماشين داري ؟
آقاي صفر و نيم :قسطي ميخرم.
پادشاه دوم :کار داري ؟
آقاي صفر و نيم :يه نون بخور و نميري در ميارم .
پادشاه دوم :چند سالته ؟
آقاي صفر و نيم :بيست و چهار .
پادشاه دوم :خاک بر سرت .خيلي بي عرضه اي . من سن تو که بودم . دو تا حجره تو بازار طلا داشتم . شکر وارد ميکرم .برج ميساختم .
آقاي صفر و نيم :قربان پس ...
پادشاه دوم :پس نداره ديگه به چه جراتي با کدوم سرمايه اي اومدي خواستگاري دختر سلطان بهرام جزيره اي . به جلاد بگوييد بیاید باتومش را بياورد يه درسي به اين جوانک بدهد تا ديگر از اين غلطا نکند .

بقیه داستان را هم که حتما میدانید صحنه دار است .

بچه های تکنولوژی

یادمه وقتی سال هفتاد رفتم اول دبستان . توی مدرسمون یه دونه تلفن عمومی بود . نه از اون زردا که دکه داره ها از اونا که یه دونه گوشی هیتلری روی یه جعبه بود و باید یه پنج تومنی میذاشتی توش و یه دکمه رو میزدی که پنج تومنی بیافته تا تماس برقرار شه . میخواهید باور کنید . میخواهید باور نکنید . پنج سال دبستان حتی یک بار هم نشد که از مدرسه به محل کار مامانم زنگ بزنم . خونمون هم که تلفن نداشت .با اینحال همان چیزهایی که امروز بچه ها توی مدرسه یاد میگیرند را یاد گرفتم و الان برای خودم مهندسم . اما بشنوید از پسرخاله من که امسال میخواد بره اول راهنمایی .باباش بهش قول داده یه گوشی "آیفون " از این کره ای ها هست ، صد و چهل تومنیا واسش بخره .

 

و این واقعا برای من سواله : یه بچه دوازده ساله گوشی تلفن میخواد چی کار :


1- برای اینکه خدای نکرده چکهایش برگشت نخورد لازم میشه .
2- بالاخره نیاز جوونه که با دوست دخترش دو کلمه حرف بزنه .
3- ممکنه باباش که هر روز میبرتش دم در مدرسه تو راه بدزدتش و مجبور شه با گوشی به مامانش اطلاع بده
4- پس این همه شرکت نرم افزاری برای کی بازی موبایل طراحی میکنن ؟
5- ممکنه ساعت 12 شب یهو یادش بیاد که فردا باید دو بار از روی تصمیم کبری مینوشت یا دهقان فداکار ، و برای عدم اضافه کاری یه اس ام اسی چیزی رد و بدل کنه و این هیچ ربطی به ساعت  خواب این قشر زحمت کش که هشت شبه نداره .
6- تو سال هشتاد و هشت دیگه مهم نیست چیزی واقعا نیاز باشه یا نباشه . مهم اینه که وقتی همه دارن ما هم داشته باشیم .و این هیچ ربطی به جهان سوم نبودن ما هم نداره .

شعر نامرتبط :
دل در قدمت ریختم از روز نخست    هر جا که مکان کنی دل من با تست

هر جا بروی خواه پکن خواه هلند    یک بوسه فرستم از برایت با پست