چرا دروغ ؟ شیر پلا رو دوست ندارم . همینجوری ها . ساعت 11 یکی از رفقا زنگ زد که فلانی 2 میریم کوه میای ؟ خیلی وقت بود نرفته بودم . ده دوازده نفر بودیم و راست دماغمونو گرفتیم تو دل و جیگر شب رفتیم بالا . چرا دروغ ؟ نه شب دربند رو دوست دارم نه روزشو . همینجوری ها . ولی خوش گذشت . کم حرف نزدیم . مخصوصا اینکه بابای چند تا از دوستام هم بودن و یه جورایی کوهپیمایی خانوادگی حساب میشد . آخ که چقد دلم لک زده نصفه شب تک و تنهایی بزنم تو کوه . یا حالا اگه نشد دوتایی بزنیم بیرون . ( چیه ؟ چرا اینجوری نیگاه میکنی ؟ ) . بعد از نیمرو اومدم بیرون و یه ده دقیقه ای تهران رو سیر کردم . بعد فکر کردم تنهایی چیز بدی هم نیستا . آدم بره یه جزیره نقلی یا یه کوه پرتی با یه ویدیوی (!)  توپ پیدا کنه . یه ADSL  هم بگیره و همونجا بزغاله پرورش بده و برنامه نویسی کنه و بزغاله پرورش بده . تنهاییش یه جورایی شبیه رابینسون باشه ولی امکاناتش  در حد بوندسلیگا باشه . آهان یادم رفت یه پستچی دوچرخه سوار (ترجیحا بلوند) هم داشته باشه که ماهی یه بار واسه آدم نامه بیاره و این یعنی که بی خوابی شدید واقعا زده به کلم و اگه قرار باشه دو خط دیگه بنویسم دامن از کف خواهد رفت .

شیر پلا - مهر 88 - آقای صفر و نیم

سوال : تابلوی زیر مربوط به چه مکانی است ؟

1-سایت نظامی
2-سینمای خانواده
3-آسایشگاه سالمندان
4-یک سایت نظامی دارای سینمای مخصوص سالمندان

آقای صفر و نیم


سوال : ورود هر نوع م/ج/ر.د یعنی چه ؟

1- ورود م/ج.ردی که ازدواج نکرده ممنوع
2- ورود م/ج.ردی که هنوز ازدواج نکرده ممنوع
3- ورود م/ج.رد به همراه خانواده 1 نفره ممنوع
4- ورود م/ج.رد با برند چینی ممنوع
5- گور بابای نوعتان اگر م/ج.رد هستید برید بمیرید