جزوه ناقص
رشته تو رو نميدونم ولي در رشته هاي فني اساتيد گرام يه اخلاق شاهکاري دارن به اسم ارائه جزوه ناقص . و اخلاق فوق از اين قرار است که در اول ترم يک سري pdf ميدن به دو تا از دانشجو ها و ميگن . اينا مال ترم قبله . بعد يه سري pdf ديگه ميدن ميگن اينا جديده . (نکته قابل توجه که ترم بعد هم همين کار رو ميکنن و هميشه يه جديد و يه قديمي وجود داره اما در واقع جفتش قديميه ) . استاد شروع ميکنه به درس دادن از روي pdf جديد بدا به حال کسي که يه جلسه غيبت کنه . چرا ؟ استاد : اينجا تو تايپ اشتباه زدن ، ميشود رو تبديل کنيد به نميشود . اينجا هم که معلومه شکل غلطه ، زيرش بنويسيد شکل بالا نمونه اي اشتباه از سيستم مذکور است . اون جا خالي رو ميبينيد ، يه پاراگراف توضيح ميدم زيرش بنويسيد . آهان اينجا هم چون pdf قديميه رو داريد از رو اون بخونيد . ... و خلاصه استاد محترم اگر به جزوه مذکور الصاق نباشد جزوه به درد سبزي پيچيدن هم نميخورد (چون با pdf که سبزي نميپيچن) . خلاصه کلام اينکه شما با حضور 16 جلسه اي اگر شانس داشته باشيد جزوه اي پر از اصلاحات دستتان است که فقط به درد امتحان ميخوره و مطمئن هستيد که اگر خورشيد را دست راست استاد قرار دهيد حاضر نميشود براي ترم بعد pdf ها را اصلاح کند .

حالا جان من فکر کنيد نياکان ما از اين اخلاقا داشتن . فکرش را بکن بوعلي بجاي اينکه خودش کتاب بنويسه ميداد دانشجوهاش بنويسن الان به جاي يه نسخه از شفاي بوعلي سينا به تعداد شاگردانش جزوه شفا در کتابخانه هاي جهان بود و لابد جزوه اي کامل بود که هر 16 جلسه رو حاضر بوده . يا مثلا فکر کن معلم ثاني فارابي ميومد سر کلاس و چهار تا از کتاباي خودش رو معرفي ميکرد «الجمآع بين الرايين»، «اغراض ما بعدالطبيعه ارسطو»، «فصول الحکم» و «احصاءالعلوم» و بعد ميگفت از جزوه خودم امتحان ميگريم ولي کتاب رو حتما تهيه کنيد . اصلا در مخيله آدم نميگنجه که فارابي حاضر ميشده يک جزوه پر از غلط و ناقص از فصول الحکم دست دانشجو هاش بده !! اصلا ميشه ؟؟ لابد ميانترم هم حذفي ميگرفته پس . يا فرض کن ملاصدرا دو ورژن ناقص از في إتصاف الماهية درست ميکرده و ميداده دست دانشجوهاش . ميخوام بگم اگر هر کدوم از نيکان ما از اين کار ها ميکردن بي شک در تو در تو هاي تاريخ گم ميشدن و نه اسمي ازشون ميموند نه آثاري .
ميخوام بگم ، اين خست علمي بزرگترين ضربه به جامعه علميه وکاملا از اخلاق مهندسي به دوره . رشد در علم تنها زماني ممکنه که در کمترين زمان ممکن (منظورم در رفتن دانشجو از درس خوندن نيست بلکه مقتضيات عصر حاضر رو عرض ميکنم) جامعترين و به روز ترين مطالب سهل الوصول در اختيار دانشجو باشه .
پشه گفت: گشنگی یا طوفان پنکه، مسئله این است
مرد گفت: نیش پشه یا سرما خوردگی، مسئله این است
پنکه گفت: خاک خوردن یا سرگردانی، مسئله این است
آن شب هیچکس خوشحال نبود از سیبزمینیخورها

آی پد بخرم یا نه فلوچارت مربوطه
هوای گریه ی بی اختیار کرده دلم
رها کن ار لب بام آن دو بافه گیسو را
هوای یک شب دنباله دار کرده دلم
بیا بیا که برای سرودن بیتی
هزار واژه ی خونین قطار کرده دلم
به هر تپش که نفس تازه می کند باری
مرا به زیستن امّید وار کرده دلم
کنون که آخر پیری نمانده دندانی
غزال خوش خط و خالی شکار کرده دلم
بخند ای لب خونین لب ترک خورده
دلم شکسته هوای انار کرده دلم . برای بهار ... از سعید بیابانکی
توصیه ها :