آدم هایی که نمیبینیم
شاید این ندیدن طبیعی باشه ، وقتی بارون هست ، چاله ی آب هست ، عجله هست و تاکسی نیست . اما نمیبینیم مردی که گوشه ی میدون پونک ، پلاستیک به سر ، به باجه ی تلفن پناه برده . دستا توی جیب . خسته . و اصلا چه فرقی میکنه منتظر چیه ؟صاحبکار بدقول یا هر چی . اما ما اونو نمیبینم و اون وقت زیادی داره ما رو ببینه . تعریف درستی از "ما" ندارم . این تفکیک هم شاید مشکل داره .اصلا اشتباه کردم . فقط شرح موقعیت میدم و در پی جمع بستن یا صدور تئوری نیستم . اون میبینه که یه بچه ی پونزده شونزده ساله ، با یه بغل شاپینگ بگ رنگ و وارنگ از مرکز خرید بوستان میاد بیرون . همین . جان عزیزت نیای از مولفه های آزادی فردی جان لاک بگی که موضوع بحث فعلا این ور ماجراست . این ور میدون پونک . پشت باجه تلفن و آنچه که زیر آن پلاستیک می گذره . ترس واژه ی قشنگی نیست . ولی میترسم از اینکه زیر اون پلاستیک ، "مقایسه" انجام شه.
و باز هم شاید این ندیدن طبیعی باشه وقتی ظاهرا چیزای جذاب تری برای دیدن هست . این که چرا یه نفر می ره وسط میدون جمهوری میشینه ، برام مهم نیست . برام این مهمه که ما کسی که در جلوی چشم ترین جای ممکن نشسته رو نمیبینیم ، یا ندیده میگیرم . و این ندیدن مربوط به قرنیه و عنبیه و اساسا فیزیولوژی چشم نیست . بله . اون شاسی های بلند ماشین های خداتومنی دور میدون رو میبینه و حتی شاسی های بلند آدم های دور میدون رو . توضیح بیشتر کش دادن قضیه ، خسته کردن شما و احتمالا کم کردن درجه حیای نوشته است . فدات شم ، نیای از تئوری مالکیت خصوصی برام بگی که الان قهرمان قصه ی ما ، وسط میدون جمهوری نشسته . چشم میبینه دل میخواد ، ضرب المثل قابل استنادی نیست ولی حقیقت اینه که وقتی ارزیابی خاصی از پشتوانه های فرهنگی تربیتی قهرمان قصه نداری ، چشم میبینه و دل میخواد ، خودش یک تئوری است . و من از جمع شدن این خواستن های هر روزه و نرسیدن های هر روزه می ترسم .

بله . ما وظیفه های سر آذربایجان رو نمیبینم و از خودمون هم حتی نمیپرسیم به چی نگاه می کنن . بچه ی کم رویی رو که بازیش نمیدن و میره توپ جمع کن وایمیسه نمیبینیم . ما دانشجوی سال اولی که توی کتابخونه یک ساعت جلوی چشمون نشسته و به جای حل معادله ی برنولی داره لپ تاپ اپل میز بغلی رو زیر چشمی نگاه می کنه ، نمیبینیم .

من از حاصل جمع حسرت ها ، مقایسه ها و خواستن ها می ترسم .من از این دیده نشدن ها می ترسم .
پیشنهاد :
تا پاییز وبلاگنویس / روز جهانی برادر الهام / پاسخ معمای تصویر و تفسیر چهار / آنرمال آقای صفر و نیم /افلاطون، جنسیت و تعلیم و تربیت / مهاتما گاندي تاریخ تمدن ویلدورانت / تاریخ هنر نقاشی در ایران / حرف آخر قیصر امین پور /دور افتاده نتیجه عدالت اشتباهی/ سرگذشت زندگی ها در شهر وحشی موریس دو کبرا / رابطه رونق اقتصادی و روشنی شبانگاهی / یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب، بُود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟