نمره منفی برای مقاله دادن
|
به گزارش خبرنگار علمي ايرنا اين مصوبه به پيشنهاد 'فرهاد رهبر'، رييس دانشگاه تهران در جلسه هم انديشي روساي دانشگاه هاي كشور در محل وزارت علوم، تحقيقات و فناوري باحضور وزير علوم ارايه شد كه با موافقت اعضاي شركت كننده به تصويب رسيد. رهبر اظهار داشت: ارايه مقالات علمي به بيگانگان به منزله ساخت قصر علمي بيگانگان توسط خشت هاي دانشمندان ايراني است كه اين بنا با تحريم كردن دانشمندان كشور فرو مي ريزد. وي پيشنهاد كرد كه دانشگاهيان كشور براي مقابله به مثل ،پايگاه علمي 'الزوير' را تحريم كنند و در هيات مميزي مقالات اگر استادي مقاله اي را به اين پايگاه علمي ارايه دهد امتياز وي را صفر و حتي منفي قلمداد كند |
بله . طبق عادت و به سبب تلاش برای نگارش یک پایان نامه ی کارشناسی ارشد ناقابل رفتم به درگاه مخصوص دانشگاه و طبق روال با همان یوزر پسووردی که دانشگاه برای دسترسی به مقالات خریداری شده در اختیار قرار داده وارد ScienceDirect شده و مشغول سرچ . همه چیز طبق روال همیشه با این تفاوت که جلوی مقاله ها این عبارت اضافه شده بود : purchase

علت را در سایت دانشگاه و سپس سایت های خبری جویا شدم . خبر فوق را یافتم . البته این اتفاق مطلقا چیزی نیست که نگرانم کند . پیدا کردن پسوورد پایگاه های منابع علمی کار سه سوت است . مثل ریگ ریخته توی نت .
اما ...
اما چند نکته بود که خفه ام میکند اگر نگم و بخوابم :
- ریاست دانشگاه تهران فرمودند :" ارايه مقالات علمي به بيگانگان به منزله ساخت قصر علمي بيگانگان توسط خشت هاي دانشمندان ايراني است كه اين بنا با تحريم كردن دانشمندان كشور فرو مي ريزد " . سلمنا . خدا پدرت را بیامرزد . این حرف جدیدی نیست . سالهاست همه می گویند . اما تفسیرش این است که اعتبار علمی جهانی خودمان را قوی کنیم . گنده بشویم . چارتا ژورنال پدر مادر دار جهانی علم کنیم . محض رضای خدا یک پایگاه آدم واری جامع مستندات علمی راه بندازیم . یک شاخی بشویم به اندازه ی نصف شاخ elsevier . بعد گنده گویی کنیم . این کار شما اسمش تحریم نیست ، خود زنی است .
- مساله ؟ شما مساله به ما بدهید ما غلط می کنیم برویم قصر آنها را بسازیم . مساله ی بومی کجاست ؟ صنعت که دو زار ما و مقالاتمان را آدم حساب نمی کند ، سازمان های ما ترجیح می دهند مشکلاتشان را هر جور دیگری به غیر از روش های آکادمیک حل کنند (اگر حل کنند ) . ساده است . آنها عقلشان می رسد که مساله هایشان را علمی حل کنند پس طرحش می کنند و برای کسی که راهکار ارائه دهد رتبه ی علمی قائل اند . شما یک سازمان پیدا کنید که به دنبال مثلا یافتن تاثیر آشنایی کارکنان با مفاهیم فناوری اطلاعات بر بهبود روند مدیریت دانش طرح مساله کرده باشد ، من خودم شخصا آجر می شوم میرم لای دیوار اون سازمان .
- امتیاز منفی برای ارائه مقاله به elsevier ؟ کسانی که تا به حال و طی سالها مقاله داده اند تکلیفشان چیست ؟ آنها هم منفی یا همه عفو عمومی میخورند ؟ من اگر در پایان نامه ام ارجاع بدهم به مقاله ای که گوشه اش لوگوی elsevier خورده چقدر امتیاز منفی دارم ؟ بگویید بدانم از همین الان بروم همه را ارجاع بدهم به مقالات و پایان نامه های آبکی داخلی . راستی قصر بیگانگان فقط از طریق elsevier ساخته می شود ؟ مثلا Emerald بیغوله ها و خرابه های بیگانگان را می سازد ؟ Springer سطل آشغال های بیگانگان را پر می کند و لابد IEEE باعث مشکل فنی در سیفون بیگانگان می شود ؟

- بعد نگویید فرار مغز ها ، هجرت نخبگان . به خدا ، به پیر ، به پیغمبر ، علت هجرت نه کم بودن در آمد است ، نه شرایط رفاهی زندگی ، نه قیمت تخم مرغ ، نه بیست و پنج هزار کشته ای که هر سال در جاده ها می دهیم . نه هیچ یک . بخش عمده اش این تصمیمات یک شبه است . ما که نخبه نیستیم و دیگر نسیت به خبر هایی مثل آب پاشی هوایی تهران برای کاهش آلودگی هوا واکسینه شده ایم ، ولی این هرج و مرج سیستمی در تصمیم گیری است که ذهن منظم و کلاسه ی یک نخبه تحملش را ندارد .
پیشنهاد :
دانش و قدرت آقای صفر و نیم / داستان بانوي حصاري نظامی / نزد سلماني چخوف / سفرنامه ناصر خسرو / ذکر ابراهیم بن ادهم تذکره الاولیا عطار / ترانهی کوچک سه رودبار لورکا / غیر قابل چاپ لنگستون هیوز / دولت و قانون تاریخ تمدن ویلدورانت / ديوانه اي بر بام عزیز نسین / داستان حاجی و صوفی مخزن الاسرار / یادگار نیما یوشیج / خودمان را تحریم علمی نکنیم حمید ضیایی پرور / وضعیت ما طوطی / فرودگاهها تنها و تنها به خاطر بيصبري ما به وجود آمدهاند. اگر اين گونه نبود همان بندرها كافي بود / انحراف بزرگ در بخش علمی کشور با خود تحریمی / در تحریم الزویر به دنبال چه هستیم ؟ /
ضمنا پیشنهاد می کنم کتاب نشت نشا رضا امیر خانی رو در باب فرار مغز ها بخونید

مسأله زيرزميني نيست. در آن مافيايي وجود ندارد. حرف در آوردهايم كه باندهايي زيرزميني براي بچهها پذيرش ميفرستند و خودمان هم باور كردهايم. بچهها سر و دست ميشكنند براي رفتن. بگذار مسؤولانِ آگاه بخوانند! دانشجوي سالِ سهي شريف اگر اپليكيشن فرم دستش نباشد و براي تافل لغت حفظ نكند، يا مشنگ است، يا فقير است، يا پخمه.
...خيال كردهايم كه در زمين خودمان دانشگاه ساختهايم و نيرو ميپرورانيم و آيندهسازان، مملكت را زير و زبر ميكنند و انقلابِ فرهنگي و توسعهي علمي و مشتي محكم... اما ديديم كه اولين سوراخِ پذيرش كه باز شد، بهترين نيروهايمان ظرفِ سه سوت كندند و رفتند و به قولِ متواتر فرار كردند... اصلا فراري در كار نيست. فرار از كجا به كجا؟ جهانِ سوم موظف است تا مقطعِ كارشناسي، براي جهانِ اول نيرو تربيت كند، ارشد و دكترايش را هم شايد بعدتر به برنامهمان اضافه كنند! بعد حضراتِ از ما بهتران خودشان دست به گزينش و انتخاب ميزنند و چاق و چلهها را سوا ميكنند. به همين راحتي. ما خيال ميكنيم كه صاحب دانشگاه شدهايم. دانشگاهِ ما ارتباطي به كشورِ ما ندارد. دانشگاههاي ما شعباتي از دانشگاههاي اروپا و امريكا هستند.
. ..اينجا دانشگاه ساخته نشده است. دانشگاه ترجمه شده است. لذاست كه ميبيني دانشگاه به جاي حلِ مشكلاتِ مملكتِ ما، مشكلاتِ ممالكِ ديگر را حل ميكند!
نشتِ نشا (فرار مغزها) يك امرِ طبيعي است. يعني اگر دانشجوي مهندسي بعد از پايانِ تحصيل به اين نتيجه نرسد كه بايستي براي زندهگيِ علمي به خارج از كشور برود، يك تصميمِ غيرِعقلاني گرفته است.
. ... مسولاني كه گمان مي كنند در اتاق فرمان نشسته اند از همين قماش اند.ان ها روابط دروني فرايند ها را درك نكردهاند.مي خواهند طبق مفاد بخش نامه و مصوبه و صورت جلسه اهرم فرار مغزها را به سمت پايين فشار دهند و كليد اقتصاد را روشن نمايند و شير اشتغال را باز كنند!و اين تفكر كه مي گويم شايد مضحك باشد اما متاسفانه واقعيتي تراژيك است فرا روي همه ما.