آقای صفر و نیم چرا روی شیشه ی جلوی این پراید نقاشی کرده ؟

الف :  دفتر نقاشی  اش تمام شده .

ب :  میخواسته راننده پراید دنیا را قشنگ تر ببیند .

ج :  یکهو به سرش زده سبک نقاشی روی ماشین را خلق کند .

د :  نصفه شب میخواسته بره کوه ، یکی پشت ماشینش پارک کرده .

 

 

 

یادم افتاد کوچه ی سابق پدربزرگم را در قصرالدشت ، که بن بست بود و تنگ . آنهایی که صبح ، دیر تر از همه  می رفتند سر کار ته کوچه پارک می کردند و همینطور به ترتیب بگیر بیا تا سر کوچه . مردمان بسازی بودند . ما هم مردمان بسازی هستیم . فقط کوچه هایمان عریض تر شده و کماکان روی هشت ساعت خواب مفید شبانه همسایه ها حساب باز می کنیم .


* نباید هیچ میگفتم، نباید هیچ می پرسید    خودش از گریه ام فهمید، مدت هاست، مدت هاست

* اين طرف مشتي صدف آنجا كمي گل ريخته     موج، ماهيهاي عاشق را به ساحل ريخته

* من او بدم من او شدم ، با او بدم  بي او شدم  ، در عشق او چون او شدم ، زين رو چنين بي سو شدم ، در عشق او  چون او شدم ..      دانلود با صدای شهرام ناظری


پیشنهاد :

سه مرد و یک طناب آقای صفر و نیم /  کبریت های صاعقه در شب شفیعی کدکنی / اولین و آخرین حسین پناهی / ذکر بایزید بسطامی رحمة الله علیه  تذکره الاولیا / ده تا سرخ‌پوست همینگوی/  سكوت يا پُر حرفي ؟ چخوف /کی شعر تر انگیزد... سعید بیابانکی / نقاشی دیواری و پنجشنبه روشنفکری/ عصر طلايي هند  تاریخ تمدن ویلدورانت  / حکایت عاشقی که قصد کشتن معشوق بیمار را کرد  منطق الطیر