فکر میکنید فاجعه زیست محیطی لکه نفتی که باعثش نشت نفت از یک چاه دریاییه اگر تو کشور های مختلف دنیا اتفاق بیافته واکنششون چی باشه؟ (حالا بگذریم از اینکه در آبهای کشورهای ذیل نفت پیدا میشه یا نه )

فرانسه: میلیون‌ها نفر از مردم به خیابان‌ها می‌ریزند و در مخالفت با لکه نفتی سه روز اعتصاب عمومی اعلام میکنند. رئیس‌جمهور در باره بی تربیت بودن لکه نفتی و جریحه دار شدن احساسات صدها هزار فرانسوی یاد داشتی نوشه و آنرا در روزنامه‌ها و مجلات و رادیو و تلویزیون منتشر می‌کند. مردم اونقدر اعتصاب رو ادامه میدن و روزنامه اونقدر با بزرگترین تیترشون روی این قضیه مانور میدن که بالاخره یکی بره در چاه رو گل بگیره و سر جمع یه هفته نشده قضیه تموم میشه .

امارات: در مورد جزایر سه گانه دوباره شعر و وعر میگن و باز بر سر نام خلیج فارس مناقشه میکنن ، بعد که میبینند با این کار ها نفت بند نمیاد ، خودشون رو میندازن زمین تا داور رو فریب بدن و وقت بازی رو تلف کنن اما چون میبینن کماکان نفت نشت میکنه و جز کار های ذکر شده کار دیگه ای بلد نیستن با یک شرکت خارجی قرار داد میبندند و در ازای بستن چاه سه درصد نفتشان را تا ابد به آنها میبخشند!

ژاپن: اولش که تلویزیون فاجعه را اعلام میکند مردم فکر میکنند دوباره قرار است زلزله بیاید و میزنند یه کانال دیگه ولی چون زلزله نمیاد دوباره میزنن همون کانال اولی ، لاجرم چون غذای دریایی بخش عمده هرم تغذیشون رو تشکیل میده یه هدبند سفید میبندن ، لباس کارشون رو میپوشن و تا در چاه رو گل نگرفتن برنمیگردن خونه هاشون .

سوئد: شرکت نفتی مربوطه درخواست همفکری می کند . چون در قانون سوئد همچین وضعیتی پیش بینی نشده از مردم رای گیری میشود که با این فاجعه چطور برخورد کنند . و چون نتایج نظر مردم سوئد به خودشان مربوط از سرنوشتشان خبری نداریم .

چین: چینی ها چون خودشان می دانند تاسیسات چاه نفتی شان چینی است زیاد خودشان را خسته نمیکنند و سریع کار را به صورت پروژه ای به یک کشور دیگر میسپارند و خودشان به تولید جوراب و کیف و کفش چینی میپردازند .

هند: مردم به کوچه و خیابان می ریزند و با سر دادن آواز و نوحه های سوزناک غصه می خورند. مرتاض ها اعلام میکنند برای نفرین چاه مذکور جیره غذاییشان را نصف کنند و با اینکه گل گرفتن در چاه یک هفته بیشتر طول نمیکشه ولی در همین زمان پنج فیلم عشقی - اکشن در مورد لکه نفتی در بالیوود ساخته می شود.

ایتالیا: برلوسکونی آن را خرابکاری مافیا می نامد و برای دریافت کمک از مردم یک بازی فوتبال را تدارک می بیند، تماشاگر نماها پس از بازی به خیابان ها ریخته و ضمن زدن حرف های بد بد به برلوسکونی از مافیا درخواست کمک می کنند. اتفاقا مافیا هم خرابکاری را به عهده می گیرد و برای نشان دادن اقتدارش خودش می رود در چاه را می بندد .

روسیه: مسئولان چاه مذکور به سیبری تبعید می شوند. مسئولان ، امریکا را به خرابکاری متهم کرده و سیستم دفاع ضد موشکی خود را در محل چاه نفتی مستقر و اعلام یک رزمایش دریایی، زیر دریایی می کنند .


امریکا: دو ماه می گذرد و دولت مربوطه با بریتیش پترونیم بر سر اینکه چه کسی مسئول است دعوای حقوقی دارند. سواحل خلیج مکزیک تا ده سال غیر قابل ماهیگیری معرفی می شود و در حالی که هزاران نفر از کار بی کار شده اند و وضعیت زیست محیطی منطقه در حد فاجعه گزارش می شود. دعوا بر سر اینکه چه کسی مسئول است کماکان ادامه دارد .

ایران: دم خودمون گرم که بر و بچه های متخصص شرکت ملی حفاری ایران به خاطر تجربیات زمان جنگ در بمباران سکوهای نفتی اوستای این کارن و اگه خدای نکرده یه همچین اتفاقی بیافته سه سوته جمعش میکنن .

اتریش: اتریش یا افغانستان چه فرقی میکند ؟ هیچکدام که اصلا دریا ندارند .

 من با یک سوال مواجهم . نوشته هامو اول بدم خبرگزاری یا اول تو وبلاگ پست بزنم ؟ و این است دو راهی . لطفا راهنمایی شود .


 
ماجرای برنامه نویس و مهندس کامپیوتر
(توضیح اینکه برنامه نویس هایی که مدرک مهندسی ندارند مهندس ها را قبول ندارند ، و مهندسانی که برنامه نویسی بلد نیستند برنامه نویس ها را قبول ندارند و مهندسانی که برنامه نویسی بلد هستند به عکاسی و معماری و هنر علاقه مندند )
يک برنامه‌نويس و يک مهندس در يک مسافرت طولانى هوائى کنار يکديگر در هواپيما نشسته بودند. برنامه‌نويس رو به مهندس کرد و گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ مهندس که مي‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشيد. برنامه‌نويس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما يک سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يک سوال مي‌کنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم. اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضايت داد که با برنامه‌نويس بازى کند.
 
برنامه‌نويس نخستين سوال را مطرح کرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چيست که وقتى از تپه بالا مي‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائين مي‌آيد ۴ پا؟» برنامه‌نويس نگاه تعجب آميزى کرد و سپس به سراغ کامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم کامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمريکا را هم جستجو کرد. باز هم چيز بدرد بخورى پيدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونيک فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. 

بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نويس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد ...
 

 
حکایت: آورده‌اند کی روزی شیخ بوسعید و شیخ ابوالقسم گرگانی قدس اللّه ارواحهم در طوس باهم نشسته بودند بر یک تخت، و جمعی درویشان پیش ایشان ایستاده، به دل درویشی بگذشت که آیا منزلت این دو بزرگ چیست؟ شیخ بوسعید حالی روی بدان درویش کرد و گفت: هرک خواهد کی دو پادشاه بهم بیند، بر یک تخت و بر یک دل، گو در نگر! درویش چون این سخن بشنید در آن هر دو بزرگ نگاه کرد، حقّ سبحانه و تعالی حجاب از چشم آن درویش برداشت تا صدق سخن شیخ بر دل او کشف گشت و بزرگواری ایشان بدانست. بر دلش برگذشت که آیا خداوند را تبارک و تعالی امروز در زمین بندۀ هست بزرگوارتر ازین هر دو شخص؟ شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در حال روی بدان درویش کرد و گفت: مختصر ملکی بود کی هر روزی درآن ملک چون بوسعید و بوالقسم هفتاد هزار نرسد وهفتاد هزار بنرسد. این می‌گفت و می‌گمارید.       از  اسرار التوحید فی مقامات ابوسعید ابوالخیر
 

 
 
توصیه ها :