(عکس ها به صورت لینک در کلمات بولد)
محض خنده برنامه نود سنگ را در هچل گپ87  ببینید
 
نه جام که تا دیروز داشت پشت ویترین مغازه ای در منیریه خاک میخورد ،نه آن مدالها ، نه آن هفت تکه سنگی که از پشت خونه ی کناریمون که در حال بساز و بفروشه جمع کردم ، نه آن سفره قلمکار های مامانم که توی گنجه خاک میخورد ، نه تمام پارک پردیسان با آن عظمتش ، هیچکدام بدون وجود شما ارزشی ندارند . این  تک تک ما  بودیم که آن هفت قطعه سنگ را برای چند ساعت مهم کردیم ، به آن کاپ ارزش بخشیدیم و به پارک پردیسان معنا دادیم . وگرنه فردا آن پارک همان پارک است ، هفت سنگ همان هفت سنگ . و عکس ها در لابلای بیت های  وسایل ذخیره حافظه ی دیجیتال شما آرشیو خواهند شد . تنها چیزی که میماند خاطره هفت سنگ ۲۱ آبان در پارک پردیسان . تنها چیزی که میماند مائیم و دوستی هایمان . مائیم و شاد زیستنمان در همان چند ساعت . هفت سنگ بهانه بود . خاطره است که می ماند .
 
* خوب بعد از گلستان سعدی برویم سراغ گزارش و عکس ها . قبلش تشکر میکنم از تک تکتون که وقت گذاشتید تشریف آوردید . دم همه گرم .
 
برخی دوستان زحمت کشیدند ، زودتر آمدند جهت تهیه تدارک ، و برپایی دیگ آش و خط کشی زمین . دست نوستالوژی باز مدرن درد نکند بابت تهیه رنگ برای خط کشی و خطاطی . و اما آندسته که زودتر آمدند ، فکر کردند با یک عکس میتوانند جام را از آن خود کنند اما هیهات که ما با آمدن یک چشمه و نشان دادن گوشه کرامتی از کراماتمان جام را در دستانشان تبدیل به این کردیم ، ایمان بیاورید . اساسا خیلی ها برایش نقشه کشیدند حتی داور که جای کولینا از ایتالیا آمده بود و لاکردار مثل بلبل فارسی حرف میزد و به خاطر مسابقات اسمش را به کیوان تغییر داده بود  . (وحید و نئو و ما هیچ ما نگاه و مشق شب) . کم کمک و تک تکک و گاهی نم نمک دوستان یک به یک و گاه دو به دو و حتی گاه سه به سه و حتی گاه تر کلهم اجمعین به همراه خانواده محترم تشریف آوردند زیر آلاچیق و با آش از ایشان پذیرایی گشته نامشان سیاهه کردیم جهت داشتن آمار . بلاگر بود پشت بلاگر که می آمد ، آریشکا آمد ، گوریل فهیم آمد ، دست نوشته های یک مترسک آمد ، پسر آبان آمد ،کازاچوک آمد ، آن مرد در باران آمد ، نمک در نمکدان شوری ندارد دل من طاقت وری ندارد و   اگر تک تک نام نمیبرم و به صورت لیست در ادامه دوستان حاضر را معرفی میکنم شرمنده ام و عرق شرم همینجور چیکه چیکه .. وگرنه حضور هر کدام از دوستان جای یک پست تمام عیار را دارد . آقای عالی پیام هم افتخار دادند به معیت حواریون تشریف آوردند
 
 
لیست دوستانی که تشریف آوردند :
 (اگر کسی آمده و اسمش را سیاهه نکرده خودش اعتراف کند)
 
شاید همه چیز شاید هیچ چیز / گوریل فهیم / دست نوشته های يك مترسك /  سیّد محمّّد رضا عالی پیام (هالو)  /  تینا بارانی  بدون وبلاگ / نوستالژی باز مدرن   /  وحید وب گپ   / ما هیچ ما نگاه  /   نئو بلاگر   /  کازاچوک کلاغ  /  آپو کالیپتو  به همراه دون دیگو /  پرو ویروس  /  من خودم نیستم  /   آبانه   /  عیسی  /  عسل و خربزه  به همراه  رویا دوست عسل و خربزه /  کوشالشاهی  / آرزوی کال  فرشته ، سعیده ، سحر / آریشکا  به همراه پنج تن از دوستان/ هانیه  / حرف هایی که به سختی کلمه میشوند / عاشقترین امیر اقلیم آب و آینه میترا  / دلشدگان الیاس و نرگس / مکث   /  مارکوپولو دم کشیده   / توضیح ضروری   /  کاغذ کاهی   / پسر آبان   /  خشت خام  / خبر گزاری دلنا   /  فرشته و ابراهیم  بدون وبلاگ / شهلا ۷ /  آخرین فرصت  / مینا بدون وبلاگ /  فرشته  / سرزمین تنهایی / خانم یک هفتم /  یک دبیر  / شاهین تهرانی  /   فرجام  /  الهه ملک محمدی  /  ستاره سهیل  / خودم و علی کوچولو به همراه دوستشون  /  رویا دختر بابا  / افت و شعر و خیز به همراه همسرشون  / سارا توطئه /  آقای صفر و نیم  /  کیوان دوست آقای صفر و نیم (داور ) / الهه و الهام دختر خاله های آقای صفر و نیم / جمع اضداد / شالگردن / باغالی /
 
به آمار من ۶۶ نفر از بلاگر ها و همراهاشون در لیست ثبت شدند به انضمام اینکه برخی از دوستان وبلاگ نویس آمدند و به دلایلی خواستند نامشان را نیاوریم و اینکه عده ای از دوستان که وسط برنامه آمدند متاسفانه نام خودشون و همراهاشون ثبت نشد . اگر در لیست کم و کسری و اشتباهی هست ممنون میشم تذکر دهید اصلاح کنیم . دست همتون درد نکنه . دم همتون گرم .
 
 
 
 
 
 
 
بعد از معارفه دوستان به یکدیگر ، و یک کارگاه تئوری آموزشی پنج دقیقه ای از هفت سنگ،  قصد تیم کشی کردیم که مدعیان آمدند وسط و تیمهای بارسلونا به کاپیتانی نئو ، هالوچه ها به کاپیتانی فرجام ، هفتان به کاپیتانی سلینا ، مارکوپولو به کاپیتانی مارکوپولوی دم کشیده ، گوریلاز به کاپیتانی گوریل فهیم و تیم دخانیات به کاپیتانی کوشالشاهی ، آریشکا و رفقا  و گلدونه ها  را تشکیل دادند . (عکس تیم ها در ادامه به صورت لینک )
 
سپس به معیت دوستان رخت عزمت بستیم به قصد زمین مسابقات  و دوستان مستقر شدند بر سکو ها آماده ی مراسم افتتاحیه  . جدول حذفی مسابقات توسط گوریل فهیم تهیه شد و سپس آیین قرعه کشی و سپس گردو شکستم جهت تعیین اینکه توپ دست کدام یک تیم های حاضر باشد .
 
عکس تیم ها در ادامه آمده است اما به اختصار بارسلونا هفتان را برد اما در برابر هالوچه ها متوقف شد . هالوچه ها تیم خوبی رو روانه مسابقات کرده بود که از تجربه آقای عالی پیام استفاده کرده و پس از حذف گوریلاز و بارسلونا در فینال رقیب مارکوپولو شد و پس از تجمیل شکست بر مارکوپولو قهرمان شد . مارکوپولو برای رسیدن به قینال از سد دخانیات و گلدونه ها عبور کرده بود . گلدونه ها تیم خوبی بود که در اولین بازی با انصراف تیم آریشکا و رفقا بالا آمده بود .
 
 
 
برخی تیمها که نوبتشان نبود رفتند ورزشگاه اونوری و مسابقات وسطی رو در جوار مسابقات هفت سنگ تشکیل دادند . از عجایب اینکه داور مسابقات هفت سنگ همزمان مسابقات وسطی رو هم سوت میزد و البته بچه ها سرگرمی های دیگه ای مثل اتل متل توتوله هم داشتن که نیاز به داور نداشت  آنور تر هم که بساط سیزده به در دوستان به راه بود و میترا خانم زحمت ماکارونی و باقی مخلفات رو کشیده بودند که بازیکنان خدای نکرده ضعف نکنن . البته انتقاد ها از داوری کم نبود که در برنامه نود سنگ وحید بررسی میشه و بنده نظر کارشناسی نمیدم . بنده اونجا فقط یه تماشاچی ساده بودم و یه تخته شاسی گرفته بودم دستم ادای مدیر ها رو در میوردم . همه شاهدن .
 
خلاصه خستتون نکنم مسابقات هفت سنگ بود دیگر . و دویدن ها و خندیدن ها و پرت کردن ها و هجوم به داور ها ! و سنگ رو سنگ چیدن ها و کودکی ها .
 
 
 
و در آخر هم مراسم اهدای جام  به تیم قهرمان  و اهدای مدال به کاپیتان های سه تیم برتر  (با این توضیح که مدال برنز را دادیم به ما هیچ ما نگاه چون دیدار رده بندی نداشتیم ) و مهم تر از همه برگزاری مراسم  رسم جام . همین را بگویم که کلیپ رسم چاقوی قهوه ی تلخ جلوی کلیپ رسم جام هفت سنگ باید لنگ پهن کند .
 
 
عکس تیمها و دیگر عکس ها :
 
 
 
۱   ۲   ۳   ۴   ۵  ۶  ۷    ۸  ۹  ۱۰   ۱۱   ۱۲     ۱۴  ۱۵  ۱۶   ۱۷   ۱۸  
 
باقی عکس ها هم اینجا
 
 
در آخر هم جا داره از همه ی دوستان مجددا تشکر کنم . و از صمیم قلب آرزو میکنم که اولین جام هفت سنگ وبلاگستان روز خوب و خاطره انگیزی شده باشه .
 

 
 
از دریچه نگاه خود نوشتند ما وقع جام هفت سنگ را :
 
 
 
از آش تا خشتک!!  عسل و خربزه
 
 
گپ 74daily   وب گپ
  
 
 
 
 
 
 
 هفت سنگ 2  یک دبیر
 
 جام هفت سنگ  سلینا
 
 
 
جام عالی نان خالی نوستالوژی باز مدرن
 
هفت نامه   کازاچوک
 
 
...
 
 
 اگر گزارش نوشتید ما را بی خبر نگذارید ...
 
 به این نظر سنجی هم سری بزنید :
 
 
 

15 دليل براي «ميوه فروش» شدن به جاي «مهندس نرم افزار» شدن

و در جواب

  1 دلیل برای مهندس نرم افزار شدن به جای میوه فروش شدن

 


*رفته بودم به برش پیرهن پاره کنم ، یوسف از فرط جنون چون زلیخا شده بود
* پرواز را به خاطر بسپار ، بلیط هواپیما بدفرم قراره گرون شه

پیشنهاد :عشق به وطن آقای صفر و نیم /  هجوم موج سترگ و پای دیگر نا متصل به صخره و همه ی بغض های پریدن  /  راحت میشم /  تبدیل تهدید به فرصت /  اعتماد به نفس / پارادوکس های کودکانه  ۵=۴/ سکوت اختران آسمان  حسین الهی قمشه ای / از خاطرات يك ايده آليست چخوف / رادیو بلاگ! قسمت اول  /محض خنده برنامه نود سنگ را در هچل گپ87  ببینید