بابی ساندز
هر چي ميگم مادر من ، نوکرتم ، اين گل چيني ها دورش تموم شده از در و ديوار خونه بر دار آبروريزيه ، بابا من مهمون خارجي دارم (خارج تهرانا)، اينا واسه زمان فتحلي شاه صفويه به گوشش نميره که نميره . ميگه اينا رو با خاله جونت تو جوونيامون رفتيم کلاس گل چيني .
اصلا منم بايد مثل بابي ساندز (Bobby Sands ) اعتصاب غذا کنم شايد دلشون سوخت . اصلا همين کارو ميکنم از فردا اعتصاب غذا رو شروع ميکنم ميشينم گوشه اتاقم و مثل بابي رو کاغذ توالت مقاله مينويسم و از پنجره ميندازم تو کوچه که صداي آزادي خواهي منو به دنيا برسونه . نه اول تو وبلاگم مينويسم بعد ميندازم . تو کوچه هم نميندازم ، ميندازم يه جورايي بيافته جلو پنجره همسايه اونوري ، حالا مقاله هم نشد يه شعري ، غزلي ، دو بيتي ، قربان زلف شهلايت و اينا مينويسم که اگه اعتصاب غذا جواب نداد اون جواب بده . اخه فرنگيا ميگن همه تخم مرغاتو تو يه سبد املت نکن !؟!

بعدشم اون بابي ناشي بوده . واقعا هيچي نميخورده . سر 63 روز هم آبميوه رحمت رو سر ميکشه . اما من که ناشي نيستم . اول تو کمدم آلو خشکه و خرما و چايي احمد و جيره جنگي و پفيش احتکار ميکنم بعد شروع ميکنم به اعتصاب . اگه هم شرايط جوري شد که نتونستم اونا رو بخورم سر 62 روز از مواضعم عقب نشيني ميکنم که نکنه يهو از اون آبميوه ها بخورم . ها ها !! چي فکر کردي . داداشت يه زماني پيچ امين الدوله بوده .
** به سرم زده یه تراکتور بخرم بذارم گوشه خونه یه هفته نگاهش کنم ازش الگو بگیرم ببینم چه جوری درس میخونه . شاید منم تصمیم گرفتم مثل اون بشینم واسه ارشد سال بعد بخونم که خربزه آبدار خوشمزه تر از نون سنگک ۷۰۰ تومنیه
در فاصلهی زمـــانی مختصــری
زنبور دو بار داشـت با من نظری
زنبــور گل وجــود من را دریافت
اما تو چرا هنوز هم بیخبـری؟ از حسن صنوبری
توصیه هایی برای وقت گذرانی و وبخوانی
شعر درخواستي... از عقاید یک دلقک / او از بانو / این اصالت لامذهب خرد سوز! از جامه قبا
داستان کوتاه : حكايت شغل كاذب / داستان ماهان / اندر مضرات برنج اصغر