عشق افلاطونی
من اهمیت نمیدم که تو این زمونه اسم ولگردی های کف خیابونا رو میذارن عشق.من اهمیت نمیدم که عشق تبدیل به ابزاری برای توجیه اقتصادی شده .من اهمیت نمیدم که در تفسیر عشق آورده اند هر آنقدر که فایده میبری هزینه کن . من اهمیت نمیدم که دکتر شریعتی میگه :دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خود را تا بلند ترین ترین قله های عشق پایین نخواهم آورد .
من در مورد عشق با افلاطون هم عقیدم . یعنی دست صنم دلربا را بگیری بری تو دل کوهای شمرون و هر نیم ساعت یه بار که میخوای یه نموره استراحت کنی وایسی و فقط نگاهش کنی و بعد وقتی خاک قله رو بوسیدی به دکتر شریعتی بخندی و زیر پرچم افلاطون با عشق به صنم دلربا نگاه کنی و بعد باهم به راه اومده نگاه کنی و تراژدی برگشتن و دل کندن. عشق یعنی نگاه کردن و دوست داشتن نه برای خودم بلکه برای خودش . عشق یعنی دست صنم دلربا را بگیری و تو پارک ---- (دوستان تذکر داده اند بعضی پارک ها خطرناک است نزدیک نشوید) دو تا دست بره تو یه بسته پفک نمکی و بعد خندیدن و نگاه کردن و از آرزو ها گفتن و بدون رنجش گشت محترم ارشاد فاصله قانونی را حفظ کردن و در آخر هم تراژدی خداحافظی . اما بدبختی اینجاست که چنین صنم دلربایی تنها در دوران مرحوم مغفور شادروان افلاطون یافت میشده و امروز که امروزه صنم ها ویترینهای جذاب و موهای سیخ سیخی و آزرا و میلاد نور را میخواهند نه نگاه را .
اگر سواط اینگیلیسی دارین لینک رساله ضیافت افلاطون این پایینه .
ضیافت افلاطون ، روایت عشق از زبان افلاطون
Plato’s Symposium: The Science of Love
Plato’s Symposium: The Science of Love
اگه هم حوصله اینگیلیسی خوندن و اینجور روشن فکر بازیا رو ندارین تشریف میبرین میدون انقلاب یک هزار و سیصد تومان وجه نقد از جیب مبارک در میارین یه دونه ترجمشو میخرین و میخونین و به جان آقای صفر و نیم دعا میکنید . نکته فلسفی-هنری-ادبیاتی : دکتر الهی قمشه ای وقتی میخواد از هنر عشق ورزیدن و " رفت لب بوم قالیچه تکوند" حرف بزنه این کتاب رو معرفی میکنه .
معاون سازمان محيط زيست: عروسهاي دريايي خطري براي ما نيستند.(ايسنا)
يه چيزي مثل درياي تو خشكي
سحر، سارا، سميراي تو خشكي(!)
ندارن هيچ خطر دريايي¬هاشون
امان از اين عروساي تو خشكي!
منبع این آخری استاد مهدی استاد احمد http://mehdigital.blogfa.com/
حقوق خانمها را در شپلوتکو بخوانید و بخندید
قورجنگله و مرد تمبك زن از ابوالفضل زروئی نصر آباد را بخوانید و بعد بگویید آقای صفر و نیم اخ است .
اگر هم نخواستید بروید داستان ملیخا و بشر رنگ سبز از هفت پیکر نظامی را بخوانید.
اگر حوصلتون سر رفت که هیچی یه ضربدر قرمز کوچولو اون گوشه بالا سمته راسته روش کلیک کنید و اگر زیر گاز رو کم کردی که سر نره "افلاطون و عشق به امر جاوید" رو تو ادامه مطلب بخون .