همین یازده سال پیش بود که حسین رفیعی و نیما فلاح تو شبکه یک برنامه فه فه رو اجرا میکردن . هفت هفت هفتادو هفت . بیست و دو سال پیش هم که وسط جنگ بود و کسی یادش نبود که شش شش شصت و شش هم وجود داره  .سی و سه سال پیش ، پنج پنج پنجاه و پنج هم که اوضاع سیاسی وخیم تر از این حرف ها بود که کسی به یاد این حرفها باشه . چهل و چهار سال پیش ، چهار چهار چهل و چهار رو که اصلا مطمئن نیستم مردم اون موقع میدونستند تقویم چیه . و قص علی هذا . اما این روز های صحبت از هشت هشت هشتاد و هشت است و میلاد هشتمین امام و هشت هزار عروسی و هشتصد رقم جشن و هشتاد رقم مسابقه و این حرف ها . خوش به حالشون . همشون خوشبخت شن الهی . من که هر چی دست به سرم میزنم روش کلاهی نمیبینم و این سر بی کلاه نشان از استمرار تجرد و برخورد تبعیض آمیز سینما داران با ما موجودات مجرد است . بماند . اما حالا که مردم دستشون به عقلشون میرسه و میدونن اینترنت چیه و تقویم سیخی چنده و این روشنفکر بازیا ، منم دست پیش میگیرم و برای یازده سال بعد خودم یه پست میزنم که   نه نه نود و نه  دست بچه ام که احتمالا از دبستان اومده رو بگیرم و بشونم پای کامپیوتر و تو آرشیو دنبال این پست بگردم  : مشهد سالهای دور


 با اجازه حکیم عمر خیام

من بودم و دلبر و جرعه ی می      آجیل و گز و نان برنجی دو سه ری

گفتم که ز هجر مردم ای گل پس کی ؟     خندید و به طعنه گفت وقت گل نی !


دانی که را بود صفت پاکی ؟       آن کو دست خود با گلرنگ شوید .


  توصیه های کوتاهی برای خواندن :

گنج جلال آل احمد /تپه‌هايي چون فيل‌هاي سفيد همینگوی /شيطان و کشيش جبران خلیل جبران / نجاری در اتاق خواب آقای صفر و نیم / ما آدم نميشيم عزیز نسین /  فرهنگ...  از عقاید یک دلقک

قهرمان جهان! رو هم به کاسنی تبریک میگم  -- عکس و عکس و البته به سایت www.photofunia.com که امکانات قهرمان شدن رو در اختار همه قرار میده .