بعضی هاشان رفتار های طبقه خرده بورژوا را دارند مثل ترمه گربه ی گیلاسی . پازل بازی میکنند . روی تلویزیون لم میدهند . و بی دغدغه هر روز صبح منتظر ظرف شیرشان هستند . و بدون آنکه بدانند در پارک سر کوچه زندگی برای گربه ها چگونه است دنیای کوچکی برای خود ساخته اند و کائنات را در همان تفریحات و سبک زندگی خود خلاصه میکنند .

اما واقعیت زندگی گربه ها ، از دنیای فانتزی ترمه متفاوت است . بدنه ی تشکیل دهنده جمعیت گربه ها مجبورند برای یک لقمه نان به سطل آشغال ها سر بزنند و به مدد الطاف شهرداری و شیطنت برخی ها ساعت ها در سطل آشغال حبس شوند . مجبورند  بعد از ساعت ها زهد و ریا جلوی مغازه ی قصابی بر سر تکه آشغال گوشت پرتاب شده نزاع کرده و حریصانه تکه گوشت را از ترس رقیبان به نیش کشیده و بگریزند . در این میان نقش بچه های شر را که قادر به انجام هر جنایتی روی گربه ها هستند را نمیتوان انکار کرد .

 

 گربه های گشنه را میتوان مجبور به تسلیم کرد . میتوان مقداری آشغال گوشت جمع کرد و به پارک لاله رفت تا بدنه اصلی جمعیت گربه ها را که با دم هوا کرده زاهد شده اند مجبور به انتظار و صف کشیدن برای تکه ای غذا کرد . وضعیت در پارک های پرت که آدم های محل برای سیر کردن شکم خودشان مجبورند چند شیفت کار کنند بدتر میشود .

  گربه ها را میگویم . شبیه آدم ها هستند . بعضی هاشان خودشان را میچسبانند به منابع ثروت و بزرگ میشوند و حتی بزرگتر . بعضی ها چشم خودشان را کور میکنند تا مدرک بگیرند . محقق میشوند .  میجنگند و هم نوعان خود را میشکند . با نوع بشر رابطه بر قرار میکنند  ، شخصیت های کارتونی و عروسکی دارند  و هر کار دیگری که انسان ها میکنند .  ناگزیر از گفتنش هستم . اما بعضی هایشان هم بی چشم و رو هستند .

  بگذریم . میخواستم بگویم همانطور که ترمه نمیداند درد پیدا کردن موتور گرم ماشین که جان پناه گرم چند ساعته ای از شب های زمستان  است  چیست .  لابد لذت لم دادن با رفقا ،  گوشه ی پیاده رو را هم نمیفهمد . همانطور که ترمه معتقد است آنها لذت لم دادن روی تلویزیون را نمیفهمند .

داشتم میگفتم گربه ها شبیه آدمها هستند .


  برای باور نکردن  از   این نه اون  :

قبله هم عوض شود

دین همان عشق است!


اولین جشنواره عکسلاگ با موضوع " فقر "

مهلت ارسال آثار ۱۰ آذر


 چهار جفت چشم  پیشنهاد آریانا /تندیس / روز هفت سنگ وبلاگستان  آقای صفر و نیم  / اولین مضراب آقای صفر و نیم / حكايت آن دو شتر نجيب نصر آباد / کرده‌ام باز به آن گریهٔ سودا، سودا بیدل دهلوی / رادیو بلاگ را از دست ندهید . صدای صفر و نیم را هم آنجا خواهید شنید . / 683::همه جا علت مرگم را نوشتند : غرق شدن در خاطرات / تصنیف شاه شمشاد قدان /برای باور نکردن