حسن کچل من جمله شخصيت هاي دوست داشتني منه که هيچ وقت بزرگ نميشه ولي بالاخره تو هر دوره اي يه جور حسن کچل داريم در همين راستا به گوشه اي از انشاي حسن کچل در سال هاي 68 و 88 دقت بفرماييد


(اگر ميخواهيد از انشاي ذيل لذت ببريد آن را با لحن يک حسن کچل دماغو که سعي ميکند جملات را بريده و با صداي بلند بخواند بخوانيد)

علم بهتر است يا ثروت - سال 68
آقا اجازه . به نام خدا . علم خيلي بهتر از ثروت است . اين را هر کسي ميداند . چون آدم اگر با سواد باشد خيلي بهتر است . علم سرمايه آدميزاد است که نياز به محافظت ندارد ولي ثروت مثل چرک کف دست است و آدم بايد براي حفظ آن خيلي نگراني بکشد . دزد ميتواند بيايد خانه ي آدم و ثروتش را بدزد ولي علم را که نميتواند بدزد . آقا اجازه ما توي کوچه مان يک نفر مهندس داريم که همه کوچه احترامش را واجب ميدانند . تازه علم چيز خوبي است چون دانشمنداي بزرگ و معروف را همه ميشناسند ولي کسي پولدار ها را نميشناسد . آقا اجازه علم خيلي بهتر است چون ميتوان از علم ثروت به دست آورد ولي هيچکس نميتواند از ثروت علم به دست آورد .تازه   ثروت ميراث قارون و فرعون است .

 

علم بهتر است يا ثروت- سال 88
آقا اجازه . به نام خدا. ثروت خيلي بهتر از علم است . اين را هر کسي ميداند . چون آدم اگر پولدار باشد خيلي بهتر است . پول سرمايه آدميزاد است که بانک ها با هزينه خيلي پايين از آن محافظت ميکنند ولي علم مثل سي دی ويندوز است و هر عقب افتاده اي ميتواند زحمات سالها پژوهش را کپي کند  و برود گوشه ميدون انقلاب تومني صنار بفروشد . دزد ميتواند بيايد خانه آدم و لب تاپش را که تمام مقالات علمي آدم در آن است را بدزد ولي اگر کارت اعتباري را بدزدد که رمزش را نميداند و دماغش ميسوزد . آقا اجازه ما تو کوچه مان يک نفر مهندس داريم که همه کوچه احترامش را واجب ميدانند چون خيلي نگهبان خوبي است و شب تا صبح با يک باتوم و يک سوت مواظب کوچه مان است . تازه ثروت چيز خوبي است چون پولدار هاي معروف را همه ميشناسند و از مجله خانواده سبز بگير تا مجله جدول هميشه اسم ده پولدار گنده دنيا را چاپ ميکنند ولي شما برويد جلوي دانشگاه تهران و يقه چهار تا دانشجو را بگيريد اگر توانستند جز اسم استاداشون اسم چهار تا دانشمند معاصر ايراني رو نام ببرن . آقا اجازه ثروت خيلي بهتر است چون ميتوان از  ثروت ، علم و مدرک علمي به دست آورد ولي براي به دست آوردن ثروت از علم بايد هفته اي هفت روز تدريس خصوصي کرد و پدر آدم در مي آيد .بعضي ها در مذمت ثروت ميگويند : ثروت ميراث قارون و فرعون است . که البته اين هيچ اشکالي ندارد  .

 

با اجازه سعدی

پارکبانی را شنیدم که در پارکبانی چنان معروف بود که حاتم طایی در کرم . تا بجایی که یک خودرو از دست وی رهایی نبودی از هیچ کس یک درم بیش و کم نخواستی و نکاستی . باری صبحی بر پیاده رو های ولایت طهران جامه ی گرم کن بر تن و سنگک به دست گذر میکردم که ماکسیمایی به غایت متالیک در جای پارکی پارک برفت و راکب از سر شکم سیری درمی بیش از وعده بر کف پارکبان نهاد و ندا در داد که :" مهندس خط بر عروسک نیافتد !  درم بیشتر ستاندی دقت بیشتر بایستی " مرا زین گستاخی خون بر رخسار جهید و یاد این بیت افتادم که :

هر که نان از علم خویش خورد        منت ماکسیما سوار کچل را نکشد