آب شیرین کن
پادشاه چهارم : چه ميخواهي جوان ؟
آقاي صفر و نيم :قربان مرا به غلامي بپذيريد .
پادشاه چهارم :من آدم روشنفکريم ، حرف دخترم حرف منم هست . بيا برو خودت باهاش صحبت کن اگر به توافق رسيديد منم حرفي ندارم . فقط دخترم خيلي حساسه مواظب باش چيزي نگي تو روحيش تاثير بذاره .
آقاي صفر و نيم :(در حالي که آنجايمان انقلاب کبير فرانسه داشت پيروز ميشد )، بنده نوازي فرموديد . بنده در خدمتم.
پادشاه چهارم :(در حالي گوشي ان نود و شيشو در مياره و باهاش يه شماره ميگيره) الو . گلابتون جان بابا . يه خواستگار داري . عجب جوون خوب و خوشگلي هم هست . تو کجايي بابا جان .
گلابتون ، دختر پادشاه چهارم : بابا جون ،تو گيم نت قصرم .اين خواستگار قبليه خيلي گند دماغ بود . هي پز مکدرکشو ميداد که مهندس کامپيوترم و کلاس ميذاشت .سپردش به جلاد ببينم اونجا هم ميتونه پز بده .
آقاي صفر و نيم :قربان . شما که آدم روشنفکري هستيد . جسارتا منم مهندس کامپيوترم . اگر اجازه بديد مزاحم اوقات و روح حساس دخترتون نشم .با اجازه ما رفتيم .
پادشاه چهارم : کجا ؟ نترس بابا اگر به توافق نرسيديد قول ميدم نذارم بسپرتت دست جلاد مگه من خودم مردم .اصلا دخترم الان سرش خيلي شلوغه بيا بريم زير زمين اونجا يه کفتر داريم حرف ميزنه .
دکتر پرویز کردوانی رو که میشناسید ! این بنده خدا وسط هفته نمیدونم چند شنبه ها میاد شبکه یک بیست دقیقه حرص و جوش میخوره که ای داد آب نداریم . داریم خشک میشیم. سفره هامون خفن ته کشیده و چرا شهردار فلان شهر به جای زیتون تلخ زیتون شیرین کاشته و چرا شهردار بهمان جا بنفشه آبی میکاره و بنفشه بنفش نمیکاره که تو سال دو میلیمتر کمتر آب مصرف کنه و از این خارجی بازیا دیگه .

من نمیدونم دکتر کردوانی این وبلاگ رو میخونه یا نه . ولی ما واقعا مشکل آب نداریم . این طرحی که من میدم ظرف سه سال میشه اجرا کرد و این شدنیست و ما میتوانیم . آقا جون دریای عمان رو وصل کنیم به دریای خزر . این طرح چند تا خاصیت داره . اول اینکه دزیای خزر رو به آبهای آزاد وصل کردیم . دوم اینکه شهر های وسط راه میشن بندر گاه و شهر توریستی و بلال میدن دست ملوانای خارجی و از از این توریستی بازیا . سوما اینکه چهار تا آب شیرین کن میذاریم زرت و زرت آب شیرین کنه با خیال راحت بریزیم پای زیتون شیرین و بنفشه آبی که صدای دکتر کردوانی هم در نیاد .

تازه میتونیم مسیر تهران رو هم از نواب بندازیم تو آزادی و یادگار امام که دیگه جای اینکه من بشینم دم پنجره ماشین نیگاه کنم . کشتی و نفتکش و ملوان و .. نیگاه کنم .
شعر مرتبط
یارا ، نفست خزان کند بستان را آلوده کند هوای کوهستان را
در پیش سر صاف و پر از شوره تو رونق نبود کویر و شورستان را