خدا جان سلام
صفر و نیم هستم همان رفیق فابریک قدیمی .
غرض از مزاحمت خواستم اطلاع رسانی کنم که احتملا پنجشنبه به همراه چند تا از دوستانم که همش یک میلیارد نفر میشن میایم مهمونی خونه شما . ایشالا واسه هممون جا دارید که ؟سال پیش که خونتون جا داشت .
امیدوارم که حال ملائکه درگاهتان خوب باشد . میدونم که یک ساله قصور کردیم و به شما سر نزدیم . روم سیاه . دیگه کار و درس و وبلاگ نویسی اجازه نمیداد دیگه .
خدا جان احتمالا مثل هر سال آب و جارو کردی حیاط خونه رو خلاصه تو زحمت افتادی .
آش رشته و حلیم و زولبیا بامیه هم که به راهه ایشالا . ایول .
از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان خدا جان . همه ی سال یک طرف ، این سحر های ماه رمضون هم یک طرف . راستی اون گرامافون قدیمیه رو هنوز داری که واسمون سمفونی "ربنا" ی شجریان بذاری ؟ ایول .
حقیقتش را بخواهید امسال که تابستون مزاحم شما میشویم یک مقدار نگرانی داریم که تو این گرما چطور مهمون خوبی باشیم واسه شما . نیست یه کم روزا بلند و داغه . شما هم درسته در یخچال ساید بای سایدتان همیشه به روی مهمان ها باز است . اما بالاخره آدم نمیتونه رو حرف شما که حرف بزنه لاجرم چون گفتی اذون تا اذون طرف یخچال نریم میگیم چشم . نه واسه خاطر اینکه دکترا گفتن خوبه و تصفیه میکنه بدن و این شعرو وعر ها . نه . واسه اینکه حال میکنم هر چی میگی بگم چشم رفیق . نه واسه مرام کشی و بده بستون و این حرفها ها . جون حاجی فکر نکنی واس خاطر بهشت و رودخونه شیرکاکائو و اینها ها . نه . فقط واسه اینکه حال میکنم رو حرفت حرف نیارم .
 
خلاصه خدا جان ، خیلی با این ماهت حال میکنم . میدانم که الان مشغول تدارکات مهمانی هستید و سرتان شلوغ است .
ملالی نیست جز  دوری شما . پنجشنبه خدمت میرسیم .
 
 

 تمام تیمچه ها پر شد از نقاب فروش / زمانه ای ست که حلاج شد طناب فروش  / شهیدتر ز شهیدان بی کفن ، شاعر / غریب تر ز نویسنده ها، کتاب فروش  / الا شما که به ییلاق خورد و خواب شدید / هماره اجر شما باد با کباب فروش / حراج عشق ببین در دکان سمساران / قمار عقل نگر در سرای قاب فروش  / خروس ها همه چون مرغ کرچ خوابیدند / حکیمکان زمان اند قرص خواب فروش /مده زمام دل خود به دست پیر هوی  / مرو به کوی هوس پیشه ی خراب فروش  / پی کدام عقوبت گناهکار شدیم / سیاه نامه تر از واعظ ثواب فروش  / دریغ نغمه ی آرامشی به ما نرسید  / که مطربان همه تلخ اند و اضطراب فروش  /من از قبیله ی عباس های تشنه لبم  / تو از تبار همین گزمگان آب فروش  /بگو بلند شود موج غیرت دریا  /چنان که باز شود مشت هر حباب فروش  / زمانه ای ست که گل پوست می کنند اینجا  / خوشا به ذوق تماشاگر گلاب فروش  / سلام بر همه الا به قلب مغلوبان / سلام بر همه الا به انقلاب فروش / شما که خون دل خلق را پیاله شدید / شرور شهر شمایید یا شراب فروش؟


تبلیغات رو عشق کن   (عکس)

دستگیری قاتل بروسلی بعد از سالها  (عکس)

 سواری

دلبر آهنی

تصاویر میکروسکوپی از هیولاهای نامرئی


می‌گویند زن‌ها در موفقیت و پیشرفت شوهرانشان نقش بسزایی دارند ...
ساعد مراغه‌ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود:
زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم.
اما وی با بی‌اعتنایی تمام سری جنباند و گفت: "خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!"
گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم. آن هم با قیافه‌ایی حق به جانب.
باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت: "خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!"
شدیم معاون وزارت امور خارجه که خانم باز گفت: "خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو ...؟!"
شدیم وزیر امور خارجه و گفت: "فلانی نخست وزیر است ... خاک بر سرت کنند!!!"
القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گام‌های مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد.
تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت: "خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی!!!"
 

 
 اعضای صفر و نیموص برنامه آش رشته فروشی راه بندازیم ؟
 
قابل توجه : خلاقیت 
 

پیشنهاد :

قصر  کافه کافکا / انجمن مشاهیر مسروقه آقای صفر و نیم / تناقض نامه حامد حسن زاده / بوقلمون صفت چخوف / نگاه آشنا  هوشنگ ابتهاج / دانلود ربنا شجریان / حرفهاي زن ومرد در مواقع مختلف زندگی ! ..