قدیمتر ها از دوازده که می گذشت نیمه شب می شد . یکی از نیمه شب ها من چهار یا پنج ساله بودم . البته روز ها یی هم بود که همین سن را داشتم ولی آن نیمه شب دقیقا یادم هست چهار یا پنج ساله بودم که مادرم بیدارم کرد . برف اومده . دستکش دستت کن برو کوچه بازی . قدیمتر ها برف کریستال سفید پدر مادر داری بود که تا  حداقل ده ،دوازده سانت زمین را به خدا نزدیک  نمیکرد  تمام نمی شد . دستکش ها هم زود خیس می شد. کوچه ها چیزی فراتر از یک پارکینگ بود . شاید محل گذران نیم عمر . زمستون هم قدیمتر ها چهار ماه بود حالا یک هفته بیشتر یا کمتر . بگذریم .ساعت به وقت میخک  . من شاید آخرین بچه چهار یا پنج ساله ای بودم که اومده بود تو کوچه .

 

ساعت دو ساعت مانده به میخک که زمان می گذرد و سال چندان توفیری ندارد که چند است یا که چند از چند بگذشته است . صبح است .  نه برف از آن برف های پدر مادر دار است نه کوچه از آن کوچه ها . تنها آثار حیات یک رد پاست و یک رد چرخ . در امتداد نا کجا آباد روز مرگی هر یک به راهی . ماشین ها و آدمها . معلوم نیست کی سوار کیست یا بهتر بگویم چی سوار چیست  . نه صدای بچه ی چهار یا پنج ساله ای نه آن مادری از نسل قدیمتر ها . خدایش نیامرزد آنکه کنسول های بازی را توسعه داد و آنکه نیمه شب را سه چهار ساعت کشید جلو .

 

یک ربع مانده به میخک و تو معنا کن که صبح تر می شود ،   صدای بهاره . بهاره شاید تنها بازمانده ی نسل قدیمتر هاست که هنوز چهار یا پنج سال دارد . گور ابوی درس . آدم برف بازی بهاره را ول می کند می چسبد به این که قاعده فازی دنیس-رشر  چیست ؟ روزهای غریبی است . دلخوشی های کوچک هم بعضی وقتها نوشدارو میشوند وسط بحران تسلسل امتحانات .  و دانشگاهم ، تنها موجود  نیمه جانی که می شناسم . جایی که بچه های چهار یا پنج ساله ی دیروز تر ها هنوز ذوق آدم برفی دارند . ۱ ۲   ۳  ۴  ۵ 

 سیاه ، خاکستری ، سفید . استرس . ذوق . سرما . شوق . بی خوابی و کمی پرخوری . ترکیب عجیبی است لاکردار تو را رها می کند تا نگاه کنی به گذشته ها . تا بنویسی از زمان میخک  . تا گوش کنی به برف و سنتور . شاید بر فراز باد کامکار . و هنوز می پرسم وقتش نشده ؟

میخک با من . من در التهاب تن . تن اسیر دل . دل هم که تکلیفش مشخص است . خدایش رحمت کند پیغمبر عشق که گفت از دنیای شما سه چیز بر می گزینم : زن ، عطر ، نماز . و خلقی حیران که چطور پیغمبر یگانگی  سه چیز برگزید ؟!  قسم به کوه که این سه یک اند متبلور شده در تکثر شمارش. بله میخک با من . کوه هم آنجاست پشت مه یا مه دود فتوشیمیایی چه فرق می کند ؟

صبح های امتحان کسی به فکر میخک  نیست . درس بس است . سالهاست که درس بس است . خواب هم که به لیست محرمات اضافه شده مگر به جبر فیزیولوژی . اما باز هم ساعتهای منتهی به امتحان کسی به فکر میخک نیست . به فکر کوه نیست .  یک روز که نماز را بوییدم  وعطر را خواندم و دل را آزاد کردم از اسارت تن  ،عشق را می دزدم و می روم به بی کران های دور که میخک تنها رنگ نباشد میان اینهمه خاکستری .  میخک دیروز و امروز ندارد . فارغ از سیر معکوس زمان . میخک همیشه میخک است .



 
رو رو که نه اي عاشق اي زلفک و اي خالک / اي نازک و اي خشمک پابسته به خلخالک / با مرگ کجا پيچد آن زلفک و آن پيچک  / بر چرخ کجا پرد آن پرک و آن بالک  / اي نازک نازک دل دل جو که دلت ماند  / روزي که جدا ماني از زرک و از مالک  / اشکسته چرا باشي دلتنگ چرا گردي  / دل همچو دل ميمک قد همچو قد دالک  / تو رستم دستاني از زال چه مي ترسي  / يا رب برهان او را از ننگ چنين زالک  / من دوش تو را ديدم در خواب و چنان باشد  / بر چرخ همي گشتي سرمستک و خوش حالک  / مي گشتي و مي گفتي اي زهره به من بنگر  / سرمستم و آزادم ز ادبارک و اقبالک  / درويشي وانگه غم از مست نبيذي کم  / رو خدمت آن مه کن مردانه يکي سالک  / بر هفت فلک بگذر افسون زحل مشنو  / بگذار منجم را در اختر و در فالک  / من خرقه ز خور دارم چون لعل و گهر دارم  / من خرقه کجا پوشم از صوفک و از شالک  /با يار عرب گفتم در چشم ترم بنگر / مي گفت به زير لب لا تخدعني والک  / مي گفتم و مي پختم در سينه دو صد حيلت /مي گفت مرا خندان کم تکتم احوالک  / خامش کن و شه را بين چون باز سپيدي تو  /ني بلبل قوالي درمانده در اين قالک  
 
   
 

 
 در یک تالاب در تابستان یک برگ زنبق هر روز اندازه اش دو برابر می شود تا اینکه تمام سطح آب را بپوشاند . یک روز قبل از آنکه تمام سطح تالاب پوشیده شود نصف سطح آب پوشیده می شود . روز قبل از آن فقط یک چهارم سطح آب مملو از زنبق است . در حالی که زنبق بطور غیر قابل مشاهده ای در تمام مدت تابستان رشد می کند فقط در هفته آخر بیشتر ناظران متوجه ظهور ناگهانی اش می شوند . در آن زمان زنبق از نقطه بحرانی گذشته .
 
قوانین نوین اقتصادی در عصر شبکه ها . کوین کلی

 پیشنهاد :

 دقت کن  (تصویر)/ مراقب جای دندانهایت باش! هدی / میخک / بغض های سمی سراب / آنالما / چهار هزار بازنشسته  (تصویر)/ کوه اعتماد به نفس/پل عابر برای همه (تصویر) /جای خالی... تنهایی / روز ناگزیر.. / یک نوشته ! صد عنوان ! کاغذ کاهی /جالب بود ۱  / دلم دل نیست! /پاسخی به بی قانونی پسران امیر قطر+تصاویر  /اشارت به چشم و لب گلشن راز /مرکز خرید امین‌السلطان توکا / علم و ثروت من خودم نیستم (به همراه تصاویری از ارژنگ و نریمان و سهراب) / لیدی مشق شب / ماركوپلو دم كشيده به قلم بزرگمهر حسين پور - قسمت آخر / وقتی صاحبخانه اجازه ندهد دیوار را سوراخ کنی  / مقايسه‌ وضعیت نظام وظيفه در 200 كشور جهان/ مثبت ۳۰ / کارت بلیت  دبیر فهیم/ واقعا بدون شرح خبرنگار/ اولین مضراب آقای صفر و نیم  /