از ریگ روان عقیق میرست
تمام دیالوگ ها به مونولوگ بخشپذیرند. بالای تپه شن فهمیدم که پسرخاله ها حرف خودشان را می زنند و من حرف خودم. آدرس خرابات مغان را ندارم ولی راه قله ی تپه شن از اون وره بچه جان. رنجه مشو، جهد مکن، زور نزن، دست و پا جهنم، سر زانو هات پاره میشه.. که وجدان خوب با کت و شلوار دامادی روی دوش راست جلوس کرد: ببین اخوی بعضی اصوات ارزش مونولوگ هم ندارند، وزوز نکن.
و جناب خیام .سلام علیکم. اما بعد. خط نوشته ی جناب عالی رویت شد. ابهامی عارض گشته که علی الاصول از جنابتان انتظار رفع و رجوعش را داریم. جز سه شنبه شب ها که آش و لاش فوتبالیم و غرق در اضغاث احلام پنالتی و لایی و یه پا دو پا، یک شب دیگر نزول اجلال کنید در خواب این بنده ی نگارنده جهت پاره ای توضیحات. اینکه میفرمایید گر باده خوری تو با خردمندان خور، یا با صنمی لاله رخی خندان خور، صنم لاله رخ خندان و باده طلبت، خردمند از کجا گیر بیاوریم مرد مومن. انگار از احوالات دنیا بی خبرید اخوی که یاران موافق همه از دست شدند. فی الحال تا موعد دیدارتان ما به معیت این خاله زاده ها یک غلتی بزنیم از این قله ی بشر ساخته.
معلم های گالیله اگر پسرخاله داشتند، اگر وجودش را داشتند یکبار بزند کنار جاده و بی خیال مقصد، غلت خوردن از تپه شن را سنجه کنند، روی زبان اون بنده خدا فلفل نمیریختند. اما تو باور نکن. سر زانو گاهی مهمتر از چرخیدن یا ثبات زمین است. اما درجه ی اهمیتش عمرا به نیم ساعت دوران چرخ گردون نمی رسد. چرخی که به رنجر شهربازی گفته است زپلشک. خردمندان را بی خیال، بپر. یک.. دو .. سه ..
یک رب مانده بخوانید / مجموعه موسیقی بی کلام /حسن روی تو به یک جلوه که در آینه آقای صفر و نیم / علم و زنده گی رضا امیرخانی / ذکر فضیل عیاض تذکره الاولیا / عوامل اخلاقي تمدن - ازدواج تاریخ تمدن ویلدورانت / برگ ها غزل چمن ها قصیده / میان خاک سر از آسمان در آوردیم سعید بیابانکی / انتقام هنری آقای صفر و نیم/ ابزار جملات تصادفی / اتوبوس شهری شماره ۷۵ جانی روداری از مجموعه داستان های کوتاه / نطق حمید رسایی در مجلس / زمان به وقت میخک